زن داداش بیچارم هم، بینی(دماق،لوله های استوانه ای شکل روی صورت با روکش پوستین)و هم صورتش رو ترمیم کردند،می دونم که خیلی عذاب کشیده،ولی خدا رو شکر حالش رو به بهبوده و ظاهراً داره کم کم نذر ما اجرایی میشه.(الحمدولله)
یه کار جدید و زیبا کردم در وبلاگم،اونم اینه که تمام عهدها و نذرهام رو توی یه پست ،به صورت عدم نمایش در وبلاگم گذاشتم،تا هر از چند گاهی برم نگاش کنم،ازش کم یا زیاد کنم،تا همه قولام یادم باشه،حالاهم کلی توش چیز نوشتم
دفترچه پیام نور رو پست کردم،امروز یا بهتر بگم دیروزم،رفتم تمام کتاباشو خریدم،و جالب اینکه نشستم دو ساعت و نیم درس خوندم،امیدوارم دوباره به اوج برگردم،و برم تیم ملی(الحمدولله)
گفتم تیم ملی،یاد تیم استقلال افتادم،دمش گرم تا حالا خوب دلمونو خوش کرده،امیدوارم فردا هم بازی با راه آهن رو در جام حذفی ببره و دل منو کلی شاد کنه(الحمدولله)
به گزارش خبرگزاری لحظه نویس:ششم عید عقد دختر عمومه،یک ساعت بعد از سال تحویل نوبت آرایشگاه دارم،قراره تو عید با یاسین درس بخونیم،پنجشنبه رفتم یه کفش خوشکل خریدم و قراره برا چهارشنبه سوری بریم باغ
اس ام اس مهرداد:یه وقت برا چارشنبه سوری نری از رو آتیش بپری آخه تجربه نشون داده،جیگر اگه بره رو آتیش کباب میشه
هرکسی روزی هفت بار بگه "الحمدلله"شکر خدارو به جا آورده،پس الحمدلله،الحمدلله،الحمدلله