تبليغاتX
لحظه های زندگی من
از عقد داداشم تا نرسیدن به امتحان
بهم گفته بودند که این هفته عقد داداشم است من هم که امتحان داشتم و قرار بود یک پروژه رو بنویسم اعلام مخالفت کردم و گفتم تهران نمی آیم اما نمی دونم چی شد که روز آخر یعنی چهارشنبه یه دفعه زد به سرم و با کلی عجله همراه  خانوادم شدم اونجا که رسیدیم بعد از خوردن صبحانه و یه کم خواب بیدار شدم و شاهد تلاش تمام اعضا برای برپایی جشنی هر چه بهتر بودم خلاصه بعد از ظهر پنج شنبه  حول و حوش ساعت 5 بعد از ظهر به دفتر ازدواج رفتیم و عاقد خوش مشرب بعد از خواندن صیغه داداش و حالا زن داداشم رو به عقد هم در آورد(انشاالله به پا هم پیر شوند) و ما همه با هم سوار بر سه تا ماشین به سمت خانه راه افتادیم دود اسفند و صدای بلند آهنگ و بیرون اومدن همسایه ها و کِل زدن و تخم مرغ شکستن از چیز هایی بود که خیلی نظرم را جلب کرد من هم اون شب حال عجیبی داشتم آخه از اون اول تا آخرش قر تو کمرم بود و یه چندتا جا دیگه نتونستم تحمل کنم و همه رو خالی کردم مراسم که تمام شد همه شام خوردیم و بعد از خداحافظی مهمون ها نشستیم به حرف زدن اون شب رو اونجا خوابیدیم و چون من امتحان داشتم صبح جمعه راهی اصفهان شدیم من هم که خیلی خوابم می آمد خوابیدم و صبح بیدار شدم دیدم از وقت امتحان گذشته و پروژه هم ننوشتم خلاصه هر چی شادی کرده بودم صبح شنبه از تو وجودم در اومد و بد جور ضد حال بهم خورد.
+ نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385لحظه 11:12 توسط لحظه نویس

استقلال قهرمان می شه خدا می دونه چطور میشه
با سلام همانطور که می دونید استقلال قهرمان شد و من هم طبق معمول کنترل را از دست دادم و هر کاری که می شد در عالم هپروت کردم اما براتون از این هفتم بگم که بزار اصلا نگم چون بدجور غات است امیر خان قلعه نویی هم انشاالله بمونه

امیر قلعه نوییه             سرور هر چی لنگیه

تا حالا داشتم دفتر یکی از هم کلاسی هایم را که گرفته بودم یادداشت می کردم

صبح هم کلاس دارم نباید زیاد بیدار بمونم ولی خب من وقتی پای اینترنت می شینم حال خودم را نمی فهمم

با آرزوی قهرمانی استقلال در جام باشگاههای آسیا هیپ هیپ هووووورا

فعلا  

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385لحظه 2:20 توسط لحظه نویس

سلام دیشب تا ساعت ۱ تو یکی از زمین های والیبال بازی کردیم خلاصه من که رشته تخصصی ام فوتبال است بعد از یه مدتی رفتیم سراغ یه ورزش دیگه البته بگما خیلی بهتر از اونا من بازی می کردم اصلا انگار ورزش تو خونمه

من تا حالا که هیچی درس نخوندم و احتمالا دارم پولامو حروم می کنم

امروز هم بازی های آخر لیگ است و ما چشم انتظار برد و قهرمانی استقلال به امید برد استقلال هیپ هیپ هووووورا

فعلا

 

+ نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385لحظه 6:1 توسط لحظه نویس