تبليغاتX
لحظه های زندگی من
صدر جدولو عشقه
چقدر عالی شد پاس از ذوب آهن باخت استقلال هنوز اوله هی هی هی هی هی

خب امروزم انگار بد نبود میشه گفت خوب بود آخه من امروز بعد از عمری پینگ پنگ بازی کردم بازیم بد نیست نصفیش زا بردم نصفیشم باختم البته یکیشو با نامردی

خدافظ پاس پاس پاس باخت باخت باخت

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384لحظه 17:37 توسط لحظه نویس

امروز تا حالا خوب بودم ولی رفتم وبلاگ یکی از دوستانم که در وصف معشوق بی کران خدا نوشته بود را خواندم بعد تازه یه نامه تمیزم براش دادم حالا یکم دلم گرفت ولی بی خیال

فعلا به امید باخت پاس

فعلا

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384لحظه 8:31 توسط لحظه نویس

تیم محبوب من
سلام بازی فوتبال استقلال و شموشک همین حالا تموم شد استقلال مساوی کرد و اگر فردا پاس بتونه ذوب اهن را ببره خیلی امید داره برای قهرمانی  امیدوارم که نبره

حالا ولش کن می خواهم برم فیلم شارلاتان را که از ویدیو کلوپ گرفتم ببینم

فعلا

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1384لحظه 19:3 توسط لحظه نویس

رفیق بی کلک مادر
من چند ساعت پیش بابام بهم گفت سرش نشکسته بلکه کمی رفته تو و مشکلی نیست

خیلی خوشحال شدم و خدا رو شکر کردم نمی دونم چطوری از مامانم عذرخواهی کنم

مامان منو ببخش من خیلی اذیتت کردم.

من داستانی شنیده بودم که می گفت یه پسر بی شرف می خواسته مامانشو بندازه توی کوره آتیش همینجور که داشته می انداخته مامانه می گفته برو عقب آتیش دستتو نسوزونه حالا دیشب مامانم در حالی که سرش شکسته بود وقتی من داشتم سرفه می کردم می گفت چی شده

همون جا به خودم گفتم مامان مامان دنیادیگه مثله تو نداره نداره نمی تونه بیاره

فعلا

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384لحظه 18:59 توسط لحظه نویس

تبریک سال نو
یه آف قشنگ برام اومده براتون می نویسم

اميدورم ساله جديدتون رو با 7 سينی از : 1)سلامت 2)سربلندی 3)سرور 4)سرسبزی 5)صميميت 6)سرخوشی 7)سعادت شروع کنید (ساله نو رو به شما پيشاپيش تبريک ميگم ) با آرزويه 12 ماه شادی ، 52 هفته خنده ، 365 روز سلامتی ، 8760 ساعت عشق ، 525600 دقيقه موفّقيت ، 3153000 ثانيه دوستی (سال نو شما مبارک باشد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384لحظه 15:21 توسط لحظه نویس

حرف اول
سلام اولین سلام به شما که اولین پست من را خواندید قرار است من مطالب جالب خودم را از امروز یعنی ۲۴/۱۲/۸۴ برای خودم و برای شما تایپ کنم

امروز دانشگاهم تعطیل شد تا ۱۴ فروردین یعنی بعد از عید دوباره برم اونجا امروز رفتیم کلاس اولی را استاد تشکیل نداد و کلاس بعدی هم استاد نیامد با بچه ها پول رو هم گذاشتیم یه نارگیل خریدیم اومدیم وسط کلاس با بچه ها خوردیم

خوش گذشت خوب بود و بعد همه دست رو بوسی کریم عید را هم پیشا پیش تبریک گفتیم و اومدیم خونه 

فعلا 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384لحظه 15:7 توسط لحظه نویس